|
کویر هم در دل خود رازها دارد !!!
|
|
|
|
||||
|
ما گروهی از وبلاگنویسان مسلمان و غیرمسلمان ایرانی به مدت یک هفته از تاريخ شنبه 26 فروردين 1385 لغايت جمعه 1 ارديبهشت 1385 عنوان وبلاگهای خود را به "ایران" تغییر خواهیم داد. به امید آنکه با این اقدام اذهان عمومی را به نکات ذیل متوجه ساخته و در مسیر تحقق خواستههای مطرح شده قدمی برداشته باشیم: نخست: نظر به طرح مجدد دعاوی پوچ کشورهای عربی مبنی بر تصرف جزایر سهگانه خلیجهمیشهفارس ؛ ضمن اجرای طرح مذکور بار دیگر بر ایرانی بودن این جزایر تأکید نموده و با انتقاد از سیاست خارجی کشور از مسئولان سیاسی جمهوریاسلامیایران میخواهیم تا با عکسالعمل قاطع از طرح دیگرباره این ادعاها و وقوع چنین جسارتهای ابلهانهای از سوی کشورهای عربی جلوگیری نمایند. دوم : درپی اولتیماتوم جدید کشورهای غربی در زمینهی فنآوری هستهای به ایشان هشدار میدهیم که به حقوق ابتدایی و قطعی همه ایرانیان و به خصوص جوانان ایرانی در رسیدن به فنآوریهای نو احترام بگذارند.
برای اطلاعات بیشتر به سایت http://www.iranianbloggers.ir مراجعه کنید.
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 19:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای دیدن این مجسمه ها که کاملا شبیه انسان ساخته شده اند٬ ادامه مطلب را ببینید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 15:0 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مرد جوون: ببخشین آقا، میتونم بپرسم ساعت چنده؟
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 14:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت: داستان درباره یک كوهنورد است كه میخواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز كرد ولی از آنجا كه افتخار اين كار را فقط برای خود میخواست، تصمیم گرفت تنها از كوه بالا برود. او سفرش را زمانی آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنكه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاریک شد. كوهنورد همانطور كه داشت بالا میرفت، در حالی كه چيزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیش را به یاد می آورد. داشت فكر میكرد چقدر به مرگ نزدیك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است. حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سكوت، چاره ای نداشت جز اینكه فریاد بزند :
برای یک لحظه سكوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند و از بریدن آن صرف نظر کرد.
هیچگاه به پیامهایی كه از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نكنید.
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 10:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
و این هم آلبوم جدید بنیامین بهادری است٬ به نام " ۸۵ " که تقریبا یک ماهه که اومده :
Benyamin Bahadory
1 - لکنت برای دیدن عکس های بنیامین اینجا را کلیک کنید. متن شعر " لکنت " را نیز میتوانید در ادامه مطلب بخوانید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 14:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این آلبوم جدید رضا صادقی است٬ به نام " دلم برات میسوزه " که تقریبا یک ماهه که اومده :
Reza Sadeghi
1- باختی متن شعر " دلم برات میسوزه " را در ادامه مطلب بخوانید. ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 14:0 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کویر بزرگترین سکوت آفرینش است...
چی میشد ؟ اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه دیروز ما وقت نكردیم از او تشكر كنیم . و چی میشه اگه ما از این مطالب به سادگی بگذریم ؟!!
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 1:30 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام، من اولش همین جا خودمو معرفی میکنم بعد کار نوشتنو شروع میکنم: مهدی ۱۹ ساله دیگه بیشتر از اینم فکر نکنم لازم باشه.
+
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 1:0 توسط مهدی
|
|
|||||
|
|||||