تبليغاتX
..:: KAVIRAN ::..
کویر هم در دل خود رازها دارد !!!

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت.
آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد. استاد پرسید:خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
استاد گفت : حق با توست، حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند. استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه ! استاد گفت:پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند.
یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید!
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد.
اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد و اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 6:35  توسط مهدی  | 

 

حالا که نزدیکای انتخابات مجلس هشتم هستش، گفتم یک فیلم بذارم که مربوط به رای‏گیری و انتخابات باشه

این فیلم در ایران و در جزیره کیش فیلمبرداری شده است، ولی در ایران به نمایش در نیامده و پخش هم نشده است.(شاید هم خود کارگردانش اینطور می‌خواسته!)

اگه کسی بیشتر در مورد پخش فیلم تو ایران میدونه بگه تا ما هم بدونیم.

رای مخفی | Secret Ballot

توضیحات بیشتر و
دانلود فیلم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 7:12  توسط مهدی  | 

دانلود ديكشنري و مترجم بابيلون نسخه 7.0.0.16 به همراه كرك 
Babylon Pro 7.0.0 r16 + Crack

Babylon Pro 7.0.0 r16 + Crack

دانلود در ادامه مطلب


     ..:: KAVIRAN ::..
http://KAVIRAN.Blogfa.com
Email: KAVIRAN.Blogfa.com@Gmail.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 7:30  توسط مهدی  | 

====== KAVIRAN.Blogfa.com ======
 
خیلی وقت بود که دیگه اینجا هیچی ننوشنه بودم،
امیدوارم که بتونم دوباره شروع کنم و باز تو غیبت طولانی نروم...
از کسانی که اومدن اینجا و لطف کردن و نظر دادن و یا وقتشون به نحوی اینجا گذشت واقعا ممنونم و ازشون تشکر میکنم و به هر آرزویی که دارند، هرچه زودتر برسند.
 

KAVIRAN.Blogfa.com  کويران كويران
 

- کویر است و شب و هزار خیال به اندازه هزار ستاره کم نور و پر نور بالای سرت...

- به اندازه چشمک‌هایی که می‌بینی و عشوه‌ها و نازها و کرشمه‌ها...

- و تو می‌مانی با سرشک‌ها و باز خیال‌ها...

- آسمان خالی کویر پر از روشنی‌های چشم پرکن و سوسو زدن ستاره‌هاست، ستاره‌ای که به مانند دست تکان‌دادنی از فراسوی مکان و زمان برای تو، امید می‌دهد که شاید آنجا هم کسی باشد...

- غنیمت آب قنات که در گرمای روز خنکایش هرم حرارت را از صورتت می‌گیرد و در شب سرد، گرمایش ترس از یخ‌کردگی را...

- صدای تار، شعله‌های آتش و گرمای صدای دردمندی که زبانه‌هایش تا انتهای وجودت را سرشار از لذت می‌کنند، دلت را چون نور حاصل از سوختن به رقص و وجد می آورد...

- صدای فریادی که نمیدانم از سر چیست یا  چشمهایی که با خاک پاک کویر گلی را رقم میزند و تنهایی و خلوت خویش، چقدر از همه چیز خالیم می کند...

- و چقدر چشم به هم گذاشتن و خفتن زیر سقف پر از ستاره و لحاف مخملی آسمان لذت‌بخش است...

- کویر همه‌اش آرامش است، شبش، سکوتش، و ریزدانه‌های تپه رمل‌های شنی‌اش...

- شاید شتر صبر را از کویر آموخته است...

- ماسه‌های نرمی که سرمای شب را در خود نگه داشته‌اند، زیر انگشتان پاهای لختم خنکی می‌بخشند روحم را، و انگار با هر قدم و هر جای پا، تکه‌ای از تلاطم درونم را بر این پهنای پر از پستی وبلندی‌های بادساخته بجا می‌گذارم...

- و کویر سخاوتمندانه آرامش را می‌بخشد و عقده‌های روحم را می‌خرد...

- وقتی ریزدانه‌های شن را از جاری مشتم به نسیم دم صبح می‌سپارم، خودم را همراه این فروریزش خالی‌تر از همیشه می‌یابم...

- دلم نمی‌خواهد تمام شود، اما براحتی می گذارم و می‌آیم و خیلی زود وقتی از تپه ماسه‌ها پایین میروم، باز پایم را درون کفش‌ها و بندها می‌کنم و می‌تکانم تا انگار به یادگار نیاورم تکه ای از این کویر روح‌بخش را با خود...

- کویر در جای خود می‌ماند و من این بار سرشار از شور و آرامش کویر و خالی از درون خویش باز می‌گردم...

- و کویر هم در دل خود رازها دارد !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 22:26  توسط مهدی  | 

من یه مدتی دیگه نمی‌تونم وبلاگ رو به روز کنم، چون امتحانام شروع شده، و باید بشینم این خر بدبخت رو بزنم. اینم واسه اونایی که امسال کنکور دارن میذارم:

 

----------------------------------------------- 

کنکوری‌ها به سه دسته تقسیم میشوند:

 

1- خرخونها:

موجوداتی شبه انسان، از نظر این گروه زندگی یعنی کنکور، و کنکور یعنی زندگی. شک ندارم آن‌ها یکسال تمام است که خود را در آینه ندیده اند. در طی این یکسال حرفی جز در مورد درس و تست و کنکور از دهن آنها خارج نشده، آنها یکسال تمام است که در حال زدن خر بدبخت هستند و حتی در این دقایق آخر نیز دست بردار نبودند. آنها در این یک سال شاید فقط یکی دو شب، شش ساعت خوابیده باشند به این امید که بعد از قبولی در دانشگاه یکی دو هفته‌ای فقط بخوابند. من به این دسته پیشنهاد میکنم ازهمین الان بروند و با خیال راحت بخوابند و هیچ خودش را ناراحت نکند زیرا که رتبه‌هایشان از هم اکنون فروخته شده است.

 

2-درس خونها:

انسان‌هایی که در طی این یکسال هم درسشان را خوانده‌اند هم خودشان را در آینه دیده‌اند، هم سریال‌های آموزنده‌ی صدا و سیما را تماشا کرده‌اند و فیض برده‌اند، هم با دوست پسر یا دوست دختر خود... (از ذکر سایر موارد به دلیل مسائل امنیتی معذورم)

 

3- بی خیال‌ها:

گروهی هستند که اکثر آنها تحت تاثیر ترانه‌ی «خیالی نیست» قرار گرفته‌اند و در طی این یکسال کلاً بی‌خیال کنکور و درس و مدرسه شده اند. آنان بسیار باهوش‌تر از دو دسته‌ی اول هستند زیرا می‌دانند سؤالات کنکور شب امتحان به دستشان میرسد، پس چه نیازی به زحمت کشیدن است.این گروه یک سال تمام خوردند و خوابیدند و آن شب زنده‌داریهای گروه اول را تحمل نکرده‌اند و فقط یک شب پا به پای دسته‌ی اول بیدار می‌مانند (برای خواندن سوالات کنکور). این دسته به احتمال 99 درصد به دانشگاه راه پیدا میکنند. (اون یک درصد را هم محض خنگ بودن طرف گفتم).

 

-----------------------------------------------

 

دعای شب امتحانات هم یادتون نره (قابل توجه دانشجویان):

 

أللهم أهدا كل شوت و مشنگ لايعلم من دروسها بقدر بز أخفش.
ألذي لايعلم و لايستطيع أن يقراء في ليلة واحدة كل هذه الكتب المخوفة القطورة و الجزوات الزيراكسية.
الذي لا ينفع في الدنيا و الاخرة و في الموضوعات العملگية تغني محل أشتغالنا.
أللهم أنجنا من البليات الذي ينزل علينا ببركة الأساتيد و الأمتحاناتهم الذي يتنزل المعدل تحت خطوط المشروطية.

أللهم نسئلكة اللغو كل الأمتحان و الكوئيز في كل تروم. و لاتكلنا الي
أنفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذي يجذبتا الي المنجلاب المشروطية. و أعوذ بك من پروجات.
آمين يا كاشف المضطرين في الليالي الامتحانية.

 

-----------------------------------------------

 

به نظر من دسته چهارمی هم تو کنکور وجود داره، ولی به هر حال خدا رو شکر که ما این کنکور رو رد کردیم و این سد رو شکستیم، تا ببینیم بعدش چی میشه. اما خوش به حال اونایی که امسال کنکور دارن، چون از هر 3 نفر، یکی قبول میشه. ولی پارسال که از هر 10 تا یک نفر قبول میشد( چه کارش میشه کرد، شانس که نداریم...).

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 11:49  توسط مهدی  | 

اولا باخت ایران به مکزیک رو به همتون تسلیت میگم و انشاا... غم آخرتون باشه.
به قول یکی از دوستان مهم نیست که ایران برد یا باخت، مهم اینه که علی دایی نود دقیقه فوتبال بازی کرد.

بعدشم چون تب جام جهانیه گفتم چند تا مطلب از جام جهانی براتون بگم.

امروز میخوام براتون جدول بازی های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان رو بذارم، که قابلیت اضافه کردن نتیجه مسابقات رو هم داره و به چند زبان هست که زبان فارسی رو هم داره. و شما با وارد کردن تعداد گلهایی که هر تیم زده، میتونین برنده هر گروه و امتیازی رو که به دست آورده، ببینین!!!
من پیشنهاد میکنم حتما دانلودش کنین و اندازه اون هم ۱۰۰ کیلو بایت بیشتر نیست.
البته برای دیدنش باید برنامه Microsoft Excel روی سیستم نصب باشد.
Downloadدانلود - جدول مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶

برای دیدن تصاویر تیمهای حاضر در جام هجدهم، به سایت اسپرت ایران برین.

اگر هم میخواین در مسابقه بزرگ پیش بینی نتایج جام  جهانی شرکت کرده و جایزه بگیرید، به سایت پارس آنلاین برین.

و این هم سایت فارسی جام جهانی ۲۰۰۶ که خیلی شبیه سایت اصلی فیفاست. World Cup Iran

چند تا عکس هم از حاشیه جام جهانی و بازی ایران و مراسم افتتاحیه براتون آماده کردم که برای دیدن آنها حتما ادامه مطلب رو ببینین.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 19:46  توسط مهدی  | 

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را که در خیابان افتاده بود شوت می‌کردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می‌کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فکر می‌کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 16:37  توسط مهدی  | 

امروز چهار تا از قویترین و محبوبترین نرم افزارهای پخش صوت و تصویر رو براتون میذارم:

۱ -  Microsoft Windows Media Player 11.0 Full

۲ - CyberLink PowerDVD 7.0 Deluxe Enhanced

۳ - Nullsoft Winamp 5.22

۴ – Cowon JetAudio 6.2.4 Plus VX Retail

 

برای دانلود و توضیحات بیشتر اینجا رو کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 14:31  توسط مهدی  | 

استفاده از 100% پهنای باند اینترنت در ویندوز ایکس پی:

من خودم این کار رو انجام دادم و سرعت اینترنتم تا حدودی بیشتر شد، پیشنهاد میکنم، شما هم حتما این کار رو بکنید:
د
ر ویندوز XP در حالت پیش فرض Packet Scheduler ، سیستم را به 20 درصد از پهنای باند یک اتصال به اینترنت محدود می کند. یعنی اگر شما این تنظیمات را تغییر ندهید تنها قادرید از 20 درصد از پهنای باند اتصالتان به اینترنت بهره ببرید. برای این که بتوانید از 100 درصد پهنای باندتان استفاده کنید مراحل زیر را انجام دهید:

1- Run را از منوی Start اجرا کنید.
2- در
Run عبارت gpedit.msc را تایپ کرده و OK را کلیک کنید.
3- منتظر بمانید تا
Group Policy اجرا شود.
4- در بخش
Local Computer Policy و در زیر Computer Configuration گزینه Administrative Templates را گسترش دهید (این کار را با کلیک بر روی علامت + کنار آن انجام دهید).
5- در لیست باز شده گزینه
Network را نیز گسترش دهید.
6- حال در این لیست
QoS Packet Scheduler را انتخاب کنید.
7- به گزینه هایی که در سمت راست ظاهر می شوند دقت کنید.
8- بر روی
Limit reservable bandwith کلیک راست کرده و Properties را کلیک کنید.
9- پس از اینکه پنجره
Limit reservable bandwith Properties باز شد در برگه Setting و در زیر Limit reservable bandwith گزینه Enabled را انتخاب کنید.
10- مشاهده می کنید که با انتخاب آن در روبروی
Bandwidth Limit مقدار پیش فرض آن یعنی 20 درصد به نمایش در می آید.
11- به جای عدد 2۰ ٬ مقدار صفر(0) را تایپ کرده و
OK را کلیک کنید.
12- حال به
Connection ی که بوسیله آن به اینترنت وصل می شوید رفته و بر روی دکمه Properties کلیک کنید.
13- به برگه
Networking بروید و دقت کنید که QoS Packet Scheduler فعال باشد(تیک کنار آن فعال باشد).
14- این پنجره را
OK کنید.
15- کامپیوتر خود را
Restart کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 خرداد1385ساعت 1:24  توسط مهدی  | 

غصه نداره زندگی، وقتی تو دنیا هم آدم خوب هست و هم بد ؛
غصه نداره زندگی، وقتی گریه تنها پنهون می‌کنه درد آدمو ؛
غصه نداره چون، می‌دونی یه روزی نتیجه داره عبادتت ؛
غصه نداره بدون، زندگی بدون غم معنا نداره ؛
غصه نداره تو عاشقی، باید نترسی از کم و زیاد ؛
غصه نداره عاشق، اگه عاشق باشد...

اینها رو دخترک گفت و بعدش ادامه داد:
                                                 درسته! خیلی کم پیدا می‌شه، کسی رو حرفش بمونه...

پسرک که حرف اونو خیلی خوب می‌فهمید، در جوابش گفت:
                                                 اما غصه و اشک و حسرت، اول مشق عشقه...

دخترک چیزی نگفت، و سکوت تنها پل میان نگاه آن دو بود...

 

کمی گذشت و بالاخره سکوت شکست و پسرک که بغض تمام وجودش را فرا گرفته بود و سعی می‌کرد آنرا نشان ندهد، با صدایی لرزان یه چیز از دخترک خواست، فقط خواست که این دوری را تحمل کند.

دخترک با نگاه معصومانه‌اش گفت:
                 اگر به زور گریه‌هات از سر راهت میرم کنار
                                                                       میرم تا باور بکنی دوستت دارم دیوانه‌وار

دخترک در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، ادامه داد: به انتظارت خواهم ماند، زیرا می‌دانم به سوی من بازخواهی گشت، پس با همه توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد...

پسرک داشت می‌رفت، و با اینکه سکوت کرده بود، همه چیز را می‌شد از نگاهش خواند. در حالی که باز هم سعی می‌کرد، اشکهای خود را پنهان کند، در دلش با تمام وجود از خدا خواست که ای کاش این آخرین نگاه ما نباشد.

پسرک که داشت دورتر و دورتر می‌شد، گفت: هیچی نپرس فقط برو، ولی فراموشم نکن، شمعمو آتیشم به پات، برو و خاموشم نکن، اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو، یادت بیار قلب منو می‌شینه چشم به راه تو...

پسرک که بغضش ترکیده بود و دیگر نمی‌توانست جلوی اشکانش را بگیرد، با چشمانی لبریز از اشک گفت: ولی فقط اینو یادت باشه عزیز، اشک زلالتو، جلوی چشم غریبه‌ها نریز...

پسرک داشت دورتر و دورتر می‌شد، تا آنجا که تبدیل به نقطه‌ای می‌شد، همچون ستاره‌ای در دل شب...Star

هردو در دل امیدی داشتن، آری امید به بازگشت، و اگر این امید نبود، هیچ کدام لحظه‌ای زنده نمی‌ماندند، چون دیگر همچون یک روح شده بودند در دو جسم...

مشق عشق

من آخر این قصه را نمیدانم، می‌دانم که شما هم نمی‌دانید، ولی اگر می‌توانید ادامه‌اش را حدس بزنید، پس بنویسید...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 11:54  توسط مهدی  | 

 

در اینجا می خوام از علی آقا که فامیلش رو هم نمیدونم٬ تشکر کنم به خاطر نظری که داده بود٬ و میگم که علی جون باید بدونی من خاک پای انسانهایی مثل شما هم نمیشم٬ و تو میتوانی بوسه گاهت را بر خاکی بزنی که بر زیر پاهایت می باشد. و امیدوارم که تو هم همیشه موفق باشی و از نام آوران ایران عزیز بشوی...

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 6:25  توسط مهدی  | 


چون یکی از بازدید کنندگان درخواست کرده بود که از بنیامین عکسهای بیشتری بذارم٬ یا سایت اونو بگم٬ امروز میخوام چند تا عکسی که از بنیامین پیدا کردم رو بذارم:
                                       برای دیدن عکس ها اینجا را کلیک کنید  < ۱۰ تا عکس >


 و این هم سایت بنیامین بهادری  ==>                   http://www.benyaminmusic.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 6:10  توسط مهدی  | 

امروز میخوام یه آلبوم جدید براتون بذارم٬ چون واقعا حیفم اومد وقتی آلبوم به این قشنگی رو گوش دادم٬ اینجا نذارم تا بقیه هم استفاده کنن. از من میشنوین اینو حتما گوش بدین چون خیلی قشنگه. با اینکه دوست ندارم اینجا وبلاگ موزیک بشه٬ ولی فکر میکنم تنوع در بعضی مواقع لازم باشه. 

و این هم آلبوم جدید احسان خواجه امیری است٬ به نام " برای اولین بار " که واقعا قشنگه :  

Ehsan Khaje Amiri
For The First Time
( Baraye Avalin Bar )

احسان خواجه امیری - آلبوم : برای اولین بار

1 - برای آخرین بار
2 - خیال تو
3 - لبخند اجباری
4 - انگار نه انگار
5 - وقتی که نباشی
6 - غریبانه
7 - ترانه خونه
8 - من بی تو
9 - حس غریبی
10 - زمونه
11 - میکس

بیوگرافی احسان خواجه اميري :

پسر خواننده معروف ایرج خواجه اميري
متولد ۷ آبان ماه سال ۱۳۶۳ - تهران
دانشجوی مهندسی کامپیوتر
و این هم وبلاگ طرفداران احسان خواجه امیری:  http://ehsan-khajehamiri.blogfa.com

 متن اشعار را که همگی از افشین یداللهی است در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 19:36  توسط مهدی  | 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 12:0  توسط مهدی  | 

 

روزها می‌روند و می‌گذرند پشت سر هم، بهار می‌رود، خزان می‌آید، پیر می‌شوی و یه روز می‌میری و هیچ چیز از تو نمی‌ماند،

 

                                            آری هیچ چیز ، هیچ چیز ، هیچ چیز ، هیچ چیز ، هیچ چیز ، هیچ چیز ، هیچ چیز ...

 

 

روزگار، روزگار بدی است. روزگار فنا، رفتن و مردن. همین، فقط همین. چه غم انگیز است زندگی، چه پوچ است همه چیز،

 

اما این یک روی زندگی بیش نیست، دنیا پر از زیر و زبر است، پر از رازهای کشف نشده، پر از عشق٬ پر از شگفتی، و سرشار از هیجان.....                     

 

زیباست نه !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 11:30  توسط مهدی  | 

ما گروهی از وبلاگ‌نویسان مسلمان و غیرمسلمان ایرانی به مدت یک هفته از تاريخ شنبه 26 فروردين 1385 لغايت جمعه 1 ارديبهشت 1385 عنوان وبلاگ‌های خود را به "ایران" تغییر خواهیم داد. به امید آن‌که با این اقدام اذهان عمومی را به نکات ذیل متوجه ساخته و در مسیر تحقق خواسته‌های مطرح شده قدمی برداشته باشیم:

نخست: نظر به طرح مجدد دعاوی پوچ کشورهای عربی مبنی بر تصرف جزایر سه‌گانه خلیج‌همیشه‌فارس ؛ ضمن اجرای طرح مذکور بار دیگر بر ایرانی بودن این جزایر تأکید نموده و با انتقاد از سیاست خارجی کشور از مسئولان سیاسی جمهوری‌اسلامی‌ایران می‌خواهیم تا با عکس‌العمل قاطع از طرح دیگرباره این ادعاها و وقوع چنین جسارت‌های ابلهانه‌ای از سوی کشورهای عربی جلوگیری نمایند.

دوم : درپی اولتیماتوم جدید کشورهای غربی در زمینه‌ی فن‌آوری هسته‌ای به ایشان هشدار می‌دهیم که به حقوق ابتدایی و قطعی همه ایرانیان و به خصوص جوانان ایرانی در رسیدن به فن‌آوری‌های نو احترام بگذارند.

ایران

برای اطلاعات بیشتر به سایت http://www.iranianbloggers.ir مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 19:30  توسط مهدی  | 

 

برای دیدن این مجسمه ها که کاملا شبیه انسان ساخته شده اند٬ ادامه مطلب را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 15:0  توسط مهدی  | 

 مرد جوون: ببخشین آقا، میتونم بپرسم ساعت چنده؟

پیرمرد: معلومه كه نه!

جوون: ولی چرا؟! مثلا اگه ساعت رو به من بگی چی از دست میدی؟!

پیرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!

جوون: میشه بگی چطور همچین چیزی ممكنه؟

پیرمرد: ببین... اگه من ساعت رو به تو بگم، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی!

جوون: كاملا امكانش هست!

پیرمرد: ممكنه ما دو سه بار دیگه هم همدیگه رو ملاقات كنیم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی!

جوون: كاملا امكان داره!

پیرمرد: یه روز ممكنه تو بیای به خونه من و بگی كه فقط داشتی از اینجا رد میشدی و اومدی كه یه سر به من بزنی! بعد من ممكنه از روی تعارف تو رو به یه فنجون چایی دعوت كنم! بعد از این دعوت من، ممكنه تو بازم برای خوردن چایی بیای خونه من و بپرسی كه این چایی رو كی درست كرده؟!

جوون: ممكنه!

پیرمرد: بعد من بهت میگم كه این چایی رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور میشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم دختر من رو می پسندی!

مرد جوون لبخند میزنه!

پیرمرد: بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی! ممكنه دختر من رو به سینما دعوت كنی و با همدیگه بیرون برید!

مرد جوون لبخند میزنه!

پیرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بیاد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من میشی و بهش پیشنهاد ازدواج می كنی!

مرد جوون لبخند میزنه!

پیرمرد: بعد از یه مدت ، یه روز شما دو تا میاین پیش من و از عشقتون برای من تعریف می كنین و از من اجازه برای ازدواج میخواین!

مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!

پیرمرد با عصبانیت: مردک ابله! من هیچوقت دخترم رو به ازدواج یكی مثل تو كه حتی یه ساعت مچی هم از خودش نداره در نمیارم!!!
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 14:30  توسط مهدی  | 

 
این داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت:
داستان درباره یک كوهنورد است كه میخواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز كرد ولی از آنجا كه افتخار اين كار را فقط برای خود میخواست، تصمیم گرفت تنها از كوه بالا برود.

او سفرش را زمانی آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنكه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاریک شد.
به جز تاريكی هيچ چیز دیده نمیشد سياهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چيزی ببیند حتی ماه و ستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .

كوهنورد همانطور كه داشت بالا میرفت، در حالی كه چيزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد.

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیش را به یاد می آورد. داشت فكر میكرد چقدر به مرگ نزدیك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.

حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سكوت، چاره ای نداشت جز اینكه فریاد بزند :
" خدايا كمكم كن ". ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟

- کوهنورد گفت: نجاتم بده.
- واقعا فكر میكنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها كسی هستی كه میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور كمرت را ببُر.

برای یک لحظه سكوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند و از بریدن آن صرف نظر کرد.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک كوهنورد را پیدا كردند كه طنابی به دور كمرش حلقه شده بود در حالیكه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!!


و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشید؟

هیچگاه به پیامهایی كه از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نكنید.
هیچگاه نگویید كه خداوند فراموشتان كرده یا رهایتان كرده است.
هیچگاه تصور نكنید كه او از شما مراقبت نمیكند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست. پس بیاید ما هم به یاد او باشیم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 10:30  توسط مهدی  | 

و این هم آلبوم جدید بنیامین بهادری است٬ به نام " ۸۵ " که تقریبا یک ماهه که اومده :


Benyamin Bahadory
85


بنیامین 85


1 - لکنت
2 - عاشق شدم
3 - خاطره ها
4 - اینم بمونه
5 - یادم میاد
6 - بی اعتنا
7 - من امشب می میرم
8 - ترانه واژه
9 - آدم آهنی


برای دیدن عکس های بنیامین اینجا را کلیک کنید.


متن شعر " لکنت " را نیز میتوانید در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 14:30  توسط مهدی  | 

این آلبوم جدید رضا صادقی است٬ به نام " دلم برات میسوزه " که تقریبا یک ماهه که اومده :

Reza Sadeghi
Delam Barat Misooze

دلم برات میسوزه

1- باختی
2 - دلم برات می سوزه
3 - باورم نمی شه
4 - سکوت غم
5 - مشق عشق
6 - نرو
7 - بشکن
8 - وقتی رفتی

 متن شعر " دلم برات میسوزه " را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 14:0  توسط مهدی  | 


کویر بزرگترین سکوت آفرینش است...


چی میشد ؟ اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه دیروز ما وقت نكردیم از او تشكر كنیم .
چی میشد ؟ اگه خدا فردا ديگه ما را هدایت نمیكرد چون امروز اطاعتش نكردیم .
چی میشد ؟ اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبودیم .
چی میشد ؟ دیگه هرگز شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا كه وقتی خدا بارون فرستاده بود گله كردیم .
چی میشد ؟ اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ میكرد چرا كه ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ كردیم.
چی میشد ؟ اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما میگرفت چرا كه امروز فرصت نكردیم آنرا بخوانیم .
چی میشد ؟ اگه خدا در خانه اش را می بست چون ما در قلبهای خود را بسته ایم .
چی میشد ؟ اگه خدا امروز به حرفهایمان گوش نمیداد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نكردیم .
چی میشد ؟ اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ میگذاشت چون فراموشش كردیم.
وچی میشد؟ اگه...

و چی میشه اگه ما از این مطالب به سادگی بگذریم ؟!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 1:30  توسط مهدی  | 

 

سلام‌،

من اولش همین جا خودمو معرفی میکنم بعد کار نوشتنو شروع میکنم:

مهدی ۱۹ ساله

دیگه بیشتر از اینم فکر نکنم لازم باشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 1:0  توسط مهدی  | 

 


|مطالب موجود در وبلاگ

:: لیوان را زمین بگذارید! - چهارشنبه 15 مهر1388
:: دانلود فیلم سینمایی رای مخفی (1380) با کیفیت دی وی دی | Raye Makhfi_[Secret Ballot] (2001) DVD.Rip - یکشنبه 23 دی1386
:: دیکشنری بابیلون نسخه 7.0.0.16 با کرک | Babylon Pro 7.0.0 r16 + Crack - سه شنبه 18 دی1386
:: بازگشت دوباره به کویران... - چهارشنبه 7 آذر1386
:: کنکور و امتحانات ... - چهارشنبه 31 خرداد1385
:: تب فوتبال و جام جهانی ... - پنجشنبه 25 خرداد1385
:: روانشناسی نوجوانان - دوشنبه 15 خرداد1385
:: بهترین پخش کننده‌های مولتی مدیا | Best Multi Media Player - سه شنبه 9 خرداد1385
:: افزایش سرعت اینترنت در ویندوز XP - پنجشنبه 4 خرداد1385
:: جام جهانی 2006 آلمان FIFA WORLD CUP - GERMANY 2006 - چهارشنبه 27 اردیبهشت1385
:: مشق عشق - یکشنبه 17 اردیبهشت1385
:: ایران همیشه سرفراز IRAN - جمعه 15 اردیبهشت1385
:: عکس از بنیامین بهادری - جمعه 15 اردیبهشت1385
:: احسان خواجه امیری و آلبوم : برای اولین بار - پنجشنبه 7 اردیبهشت1385
:: زندگی زیباست !!! - جمعه 1 اردیبهشت1385
:: " زندگی " Living - جمعه 1 اردیبهشت1385
:: ایران IRAN - سه شنبه 29 فروردین1385
:: مجسمه های زیبا و باور نکردنی شبیه انسان - سه شنبه 29 فروردین1385
:: ساعت چنده ؟؟؟ - سه شنبه 29 فروردین1385
:: " طناب " The Rope - سه شنبه 29 فروردین1385
:: بنیامین بهادری و آلبوم : 85 - دوشنبه 28 فروردین1385
:: رضا صادقی و آلبوم : دلم برات میسوزه - دوشنبه 28 فروردین1385
:: کوير - دوشنبه 28 فروردین1385
:: به نام خدا - دوشنبه 28 فروردین1385

| آرشیو ماهیانه وبلاگ


http://www.tehranwebs.ir/